داستان(جقدر طول ميكشد تا آدم بميرد؟)
|
جقدر طول ميكشد تا آدم بميرد؟
|
|
|
آرام بر زمين دراز ميكشم، و سينهخيز جلو ميروم. چهاردست و پا پيش ميروم. كارها خوب پيش ميرود. جهتيابي ميكنم، به دور و بر نگاه ميكنم، و مسير آتش توپخانه را به خاطر ميسپارم، تا بتوانم راه بازگشتم را پيدا كنم. سپس سعي ميكنم با بقية گروه تماس بگيرم. |
