تخيل هنري نزد سهروردي
فارس؛ ميزگرد «تخيل هنري نزد سهروردي» روز دوشنبه، هشتم مردادماه با حضور غلامحسين ابراهيمي ديناني، حسن بلخاري و منوچهر صدوقي سها در موسسه پژوهشي حکمت و فلسفه ايران برگزار شد.

در ابتداي اين ميزگرد حسن بلخاري پيرامون نسبت بين خيال و قوه تخيل در بررسي تطبيقي آراي ابن سينا و شيخ اشراق سخن گفت. وي اظهار داشت؛ خيال در تمدن اسلامي در دو ساحت بحث شده است، ساحت معرفت شناسي که به عنوان يک مورد از قواي باطني مورد بحث قرار گرفته است، و ساحت هستي شناسي، يعني صور معلقه اي که نفس انسان قادر به دريافت آنها است. ما در بحث هنر به هر دو ساحت مي پردازيم.

وي افزود؛ يکي از مباني عمده حکمت اشراق، خيال منفصل است و اين موضوعي است که حکمت مشايي را از حکمت اشراقي جدا مي کند. اعتقاد به خيال منفصل يکي از مباني عظيم حکمت اشراق است و محي الدين از اين امر بسيار متاثر است. بلخاري اضافه کرد؛ در تمدن اسلامي فيلسوف چندان دغدغه تبيين نظريه هاي هنري را نداشته است و اگر حرفي از آن زده مي شود، غايت کلامي است. قصد ملاصدرا از بحث عميق درباره هنر، تبيين جايگاه هنرمند نيست، بلکه قصد اين است که نبوت و وحي اثبات شود. وي گفت؛ منشاء اثر هنري مي تواند عالم خيال باشد ولي منبع آفريننده قوه خيال است که به عنوان يکي از قواي نفس عمل مي کند. فارابي براي قوه خيال دو کارکرد ترکيب و تفسير صور قائل است. اين عضو فرهنگستان هنر ادامه داد؛ بنابراين تمامي حکما وقتي از قوه خيال صحبت مي کنند، گرچه بحث شان ماهيت هنري دارد، اما اين بحث هنري نيست. در يونان باستان هنر به طور مستقيم با فلسفه ارتباط دارد، اما در فلسفه اسلامي اين ارتباط وجود ندارد. وي در پايان افزود؛ بنيانگذار صور مثال در انديشه اسلامي سهروردي است. با سهروردي يک اتفاق شگرف در نگاه به قوه خيال و عالم خيال مي افتد. البته سهروردي در حکمت الاشراق يک رويکرد دارد و در يزدان شناخت و پرتونامه به عالم خيال يک رويکرد ديگر دارد. در ادامه ديناني از تخيل هنري نزد شيخ اشراق سخن گفت؛ براي وارد شدن به انديشه هاي سهروردي درباره عالم هنر بايد به نوع تفکرات ايشان در عالم خيال نظر داشت. غير از سهروردي فلاسفه ديگر هم ديدگاه هايي درباره خيال دارند، اما سهروردي خيال را مثال اکبر مي نامد. هنر به عالم تصوير مربوط و فاصله اي از اين عالم ندارد و کيفيت آن گوناگون است. وي افزود؛ بنا بر فلسفه سهروردي هنر از باطن به درون مي آيد و انسان نمي سازدش. اگر نظر سهروردي در زمينه عالم خيال در هنر مورد استفاده قرار بگيرد، هنر ما متحول مي شود. عالم مثال عالم ويژه اي است.

جسم روح مي شود و روح جسم مي شود. ابن عربي مي گويد عالم خيال وسيع ترين عالمي است که بالاتر از آن عالمي نيست. عالم خيال در درون عدم راه پيدا مي کند و خيال نيستي را معني مي کند. اين نفوذ خيال در عالم عدم است که از نظر عقلي غيرممکن است و فکر مي کنم حافظ هم با ابن عربي آشنا بوده و به اين مطلب توجه داشته است. استاد فلسفه دانشگاه تهران اظهار داشت؛ خيال مرز وجود و عدم را در هم مي نوردد. عالم خيال از هستي به نيستي نفوذ مي کند و دوباره از نيستي به هستي نفوذ مي کند. همچنين در پايان اين ميزگرد صدوقي سها ضمن بيان اين مطلب که يکي از مباني عمده شيخ اشراق خيال منفصل است، به بررسي تاثير پذيري محي الدين ابن عربي از سهروردي درباره خيال منفصل پرداخت.