تازه های نشر(شنل ارغواني)
شنل ارغواني
خبرگزاري فارس: مجموعه داستان كوتاه «شنل ارغواني» نوشته «محمد بهايرانوند» از سوي نشر «فراز» با شمارگان 1100 نسخه منتشر شد.
به گزارش خبرنگار كتاب فارس، «بهايرانوند» نويسنده متولد 52 است كه در اين مجموعه، داستانهاي «چه ميشود كرد»، «قصه آن پرنده سياه»، «شنل ارغواني يا مصايب فيلسوف فقير»، «باغ و پدربزرگ»، «من بازيگر «در انتظار گودو» هستم»، «درخت سيب»، «من آگاهانه دلقك شدم»، «پرنده و چشم»، «خرگوش و لاكپشت»، «مش وليالله» و ... را آورده است.
داستانهاي اين مجموعه همه در يك اندازه نيستند. برخي از آنها يك صفحه و برخي ديگر چند صفحهاي هستند. قرار است نشر «فراز» از همين نويسنده كتاب ديگري با عنوان «هدايت و داستانهاي ديگر» را منتشر كند.
داستان اول اين مجموعه «چه ميشود كرد؟!» نام دارد كه روايتي بين يك زن و شوهر متكدي است كه با يكديگر بر سر قطع كردن عضوي از آخرين فرزند شيرخوار خود صحبت ميكنند.
داستان اينگونه شروع ميشود:
_ كار سختيه زينت! اما چاره ديگهاي نيست! آدم چي ميتونه بگه؟! جز اين چه كار ميشه كرد؟ ميدوني! اين به نفع همهمونه به نفع خودش هم هست به والله به نفع خودش هم هست عيالواريه ديگه دوره زمونه بدي شده بابا به حضرت عباس مام دوازده نفر بوديم نون خالي ميخورديم اما گردنمون از خر چرچي كلفتتر بود و برعكس ريقوهاي خودمون لپامون هميشه گل ميانداخت!
مثل الان نبود كه وصلهپينه نشناسيم من خودم چل تيكه ميپوشيدم پشت شلوارم روسري ننه بود پاچههام آستين كت مرحوم يداللهخان عين خيالمم نبود!
ما حلالزاده بوديم بهت برنخوره بچههام مال خودمن اما حرومزادن! دِ بچهاي كه تو رو پدرش وايسه حرومزاده نيست؟!
مجموعه داستان «شنل ارغواني» در 64 صفحه با قيمت 1000 تومان و جلد شميز منتشر شده است.
داستانهاي اين مجموعه همه در يك اندازه نيستند. برخي از آنها يك صفحه و برخي ديگر چند صفحهاي هستند. قرار است نشر «فراز» از همين نويسنده كتاب ديگري با عنوان «هدايت و داستانهاي ديگر» را منتشر كند.
داستان اول اين مجموعه «چه ميشود كرد؟!» نام دارد كه روايتي بين يك زن و شوهر متكدي است كه با يكديگر بر سر قطع كردن عضوي از آخرين فرزند شيرخوار خود صحبت ميكنند.
داستان اينگونه شروع ميشود:
_ كار سختيه زينت! اما چاره ديگهاي نيست! آدم چي ميتونه بگه؟! جز اين چه كار ميشه كرد؟ ميدوني! اين به نفع همهمونه به نفع خودش هم هست به والله به نفع خودش هم هست عيالواريه ديگه دوره زمونه بدي شده بابا به حضرت عباس مام دوازده نفر بوديم نون خالي ميخورديم اما گردنمون از خر چرچي كلفتتر بود و برعكس ريقوهاي خودمون لپامون هميشه گل ميانداخت!
مثل الان نبود كه وصلهپينه نشناسيم من خودم چل تيكه ميپوشيدم پشت شلوارم روسري ننه بود پاچههام آستين كت مرحوم يداللهخان عين خيالمم نبود!
ما حلالزاده بوديم بهت برنخوره بچههام مال خودمن اما حرومزادن! دِ بچهاي كه تو رو پدرش وايسه حرومزاده نيست؟!
مجموعه داستان «شنل ارغواني» در 64 صفحه با قيمت 1000 تومان و جلد شميز منتشر شده است.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۸۶ ساعت 13:25 توسط اخراجی
|