داستان(رو به آسمان)
رو به آسمان
خبرگزاري فارس: داستان «رو به آسمان» نوشته «فريبا كلهر» در 3 هزار نسخه از سوي انتشارات سروش منتشر شد.
به گزارش خبرنگار كتاب فارس، نويسنده در اين داستان مذهبي روايت سادهاي را از خاندان پيامبر دستمايه كار ادبي خود قرار داده است.
در صفحه اول داستان «رو به آسمان» آمده است:
ستارهاي درخشيد، ستارهاي فرو افتاد، ستارهاي سوخت و دود آلود در بيكران آسمان گم شد.
نوري در دوردستها درخشيد. ستارهاي متولد شد. كهكشان درهم پيچيد. نور در دل تاريكي فرو رفت. تاريكي گريخت، دور شد، دورتر رفت. هر چه رفت كوچكتر شد. سرانجام تاريكي ناپديد شد. آسمان يكپارچه نور شد، روشنايي شد، درخشندگي و زيبايي شد.
« سطيح » در حياط خانهاش روي حصيري به پشت دراز كشيده بود و با چشمهاي درشت و از حدقه بيرونزدهاش به اين حوادث نگاه ميكرد و با خودش ميگفت: «چه بلبشويي! ستارهاي ميميرد، ستارهاي ميرويد، از سيارهها دود بلند ميشود، برقي آسمان را روشن ميكند. هرگز چنين چيزهايي نديدهام. بايد اتفاقي افتاده باشد، امري غريب، حادثهاي شگفت.
داستان «رو به آسمان» در 100صفحه با قيمت 750 تومان و جلد شميز منتشر شده است.
در صفحه اول داستان «رو به آسمان» آمده است:
ستارهاي درخشيد، ستارهاي فرو افتاد، ستارهاي سوخت و دود آلود در بيكران آسمان گم شد.
نوري در دوردستها درخشيد. ستارهاي متولد شد. كهكشان درهم پيچيد. نور در دل تاريكي فرو رفت. تاريكي گريخت، دور شد، دورتر رفت. هر چه رفت كوچكتر شد. سرانجام تاريكي ناپديد شد. آسمان يكپارچه نور شد، روشنايي شد، درخشندگي و زيبايي شد.
« سطيح » در حياط خانهاش روي حصيري به پشت دراز كشيده بود و با چشمهاي درشت و از حدقه بيرونزدهاش به اين حوادث نگاه ميكرد و با خودش ميگفت: «چه بلبشويي! ستارهاي ميميرد، ستارهاي ميرويد، از سيارهها دود بلند ميشود، برقي آسمان را روشن ميكند. هرگز چنين چيزهايي نديدهام. بايد اتفاقي افتاده باشد، امري غريب، حادثهاي شگفت.
داستان «رو به آسمان» در 100صفحه با قيمت 750 تومان و جلد شميز منتشر شده است.
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۸۶ ساعت 8:25 توسط اخراجی
|