داستان(همچون فرشتگان)
همچون فرشتگان
خبرگزاري فارس: رمان «همچون فرشتگان» نوشته «مارگارت ميلار» با ترجمه «بهاره جمشيدي» از سوي انتشارات نيلوفر منتشر شد.
به گزارش خبرنگار كتاب فارس، اين رمان چهارمين اثر از مجموعه داستانهاي پليسي «دايره هفتم» است كه «كاوه ميرعباسي» سرپرستي آن را برعهده دارد.
«مارگارت ميلار» در كانادا به دنيا آمد و تا زمان آشنايي و ازدواج با «كنت ميلار» كه بعدها با نام مستعار «راس مكدانالد» به آوازه رسيد و در ميان برجستهترين چهرههاي ادبيات پليسي جا گرفت، در اين كشور ادامه تحصيل داد. «ميلار» هرگز در سايه اعتبار ادبي شوهر نامدارش پنهان نماند و همواره توانست فرديت مستقل هنري خود را حفظ كند.
رمان «همچون فرشتگان» اينگونه آغاز ميشود:
تمام شب و تقريباً بيشتر روز را در كوهها، دشتها و باز كوهها رانده بودند.
ماشين كهنه كمكم داشت از كار ميافتاد، راننده كجخلق شده بود و «كويين» براي آن كه خود را از شر هر دوي اينها خلاص كرده باشد، در صندلي عقب به خواب رفته بود. با صداي بلند و ناگهاني ترمزها، نيوهازر از خواب پريد و از خستگي، گرما و دانستن اين كه باز حماقت كرده خرخري كرد.
«كويين» تكاني خورد و سرش را برگرداند. انتظار داشت خودش را در يكي از سه خيابان سن فليس پيدا كند و اقيانوس را - مانند جواهري دستنيافتني - در فاصله دوري ببيند. حتي قبل از آن كه چشمهايش را باز كند، حس كرده بود يك جاي كار ميلنگد. امكان نداشت شهر اين قدر بيسر و صدا يا دريا اين طور خشك باشد.
هي گوييم! بيداري؟
«بله»
«خوب اگر ممكن است زحمت را كم كن! عجله دارم.»
«كويين» از پنجره به بيرون نگاه كرد. منظره بيرون از زماني كه خوابيده بود هيچ تغييري نكرده بود. باز هم كوهها بودند و كوهها از چوب بلوط، بوتههاي انگور فرنگي، راج وحشي و تعداد كمي كاج - كه در زمين خشك روييده بودند - پوشيده شده بودند.
رمان «همچون فرشتگان» در 358 صفحه با قيمت 4500 تومان و جلد شميز از سوي انتشارات نيلوفر منتشر شده است.
«مارگارت ميلار» در كانادا به دنيا آمد و تا زمان آشنايي و ازدواج با «كنت ميلار» كه بعدها با نام مستعار «راس مكدانالد» به آوازه رسيد و در ميان برجستهترين چهرههاي ادبيات پليسي جا گرفت، در اين كشور ادامه تحصيل داد. «ميلار» هرگز در سايه اعتبار ادبي شوهر نامدارش پنهان نماند و همواره توانست فرديت مستقل هنري خود را حفظ كند.
رمان «همچون فرشتگان» اينگونه آغاز ميشود:
تمام شب و تقريباً بيشتر روز را در كوهها، دشتها و باز كوهها رانده بودند.
ماشين كهنه كمكم داشت از كار ميافتاد، راننده كجخلق شده بود و «كويين» براي آن كه خود را از شر هر دوي اينها خلاص كرده باشد، در صندلي عقب به خواب رفته بود. با صداي بلند و ناگهاني ترمزها، نيوهازر از خواب پريد و از خستگي، گرما و دانستن اين كه باز حماقت كرده خرخري كرد.
«كويين» تكاني خورد و سرش را برگرداند. انتظار داشت خودش را در يكي از سه خيابان سن فليس پيدا كند و اقيانوس را - مانند جواهري دستنيافتني - در فاصله دوري ببيند. حتي قبل از آن كه چشمهايش را باز كند، حس كرده بود يك جاي كار ميلنگد. امكان نداشت شهر اين قدر بيسر و صدا يا دريا اين طور خشك باشد.
هي گوييم! بيداري؟
«بله»
«خوب اگر ممكن است زحمت را كم كن! عجله دارم.»
«كويين» از پنجره به بيرون نگاه كرد. منظره بيرون از زماني كه خوابيده بود هيچ تغييري نكرده بود. باز هم كوهها بودند و كوهها از چوب بلوط، بوتههاي انگور فرنگي، راج وحشي و تعداد كمي كاج - كه در زمين خشك روييده بودند - پوشيده شده بودند.
رمان «همچون فرشتگان» در 358 صفحه با قيمت 4500 تومان و جلد شميز از سوي انتشارات نيلوفر منتشر شده است.
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۸۶ ساعت 8:26 توسط اخراجی
|