نقد(روايت نزديك، نگاهي به رمان «سفر به گراي 270 درجه»)
|
روايت نزديك، نگاهي به رمان «سفر به گراي 270 درجه»
|
|
|
«میخواهم فریاد بکشم. اگر فریاد نکشم خفه میشوم. چیزی تو گلویم گیر کرده. چیزی مثل یک کوه.» (سفر به گرای 270 درجه؛ صفحه 176) |
|
روايت نزديك، نگاهي به رمان «سفر به گراي 270 درجه»
|
|
|
«میخواهم فریاد بکشم. اگر فریاد نکشم خفه میشوم. چیزی تو گلویم گیر کرده. چیزی مثل یک کوه.» (سفر به گرای 270 درجه؛ صفحه 176) |